2

احیای فضاهای باز میانی در نهضت ملی مسکن

کودکان و زنان: سرنخ های گم شده پیوند اجتماعی

مسئله: فضاهای باز میانی رها شده، فرصتی که به تهدید تبدیل شد!

در اغلب پروژه‌های مسکن دولتی (از مسکن مهر تا نهضت ملی مسکن) تمرکز طراحان و مجریان بر «واحد مسکونی» و «تیراژ» بوده است. آنچه به فراموشی سپرده می‌شود، «فضای باز میان واحدها» است: زمین‌های باز، محوطه‌های بی‌برنامه، لابی‌های خالی و راهروهای وسیع که هیچ کارکرد مثبتی ندارند. تجربه میدانی نشان می‌دهد که چنین فضاهایی به سرعت به مکان‌های جرم‌خیز، محل تجمع افرادی با نیات ضداجتماعی و یا انبار زباله و خودروهای فرسوده تبدیل می‌شوند. در مجتمع‌های مسکن مهر که چنین فضاهایی فراوان دیده می‌شود، نبود سرانه کافی فضای سبز و کاربری‌های فرهنگی، این خلأ را دوچندان کرده است.

 

اما نکته کلیدی آن است که همین فضاها، در صورت طراحی مناسب، می‌توانند به سرمایه‌ای اجتماعی و فرهنگی تبدیل شوند. بسیاری از تعاملات غیررسمی و روزمره ساکنین (همان تعاملاتی که بعدها به شبکه‌های کمک همسایگی، دوستی‌های پایدار و حتی مشارکت مدنی منجر می‌شوند) در همین فضاهای میانی و نه در واحدهای مسکونی خصوصی شکل می‌گیرند. وجود امکاناتی مانند زمین‌های بازی، مبلمان شهری و فضاهای جمعی در محله‌ها، به‌طور مستقیم با افزایش تعاملات اجتماعی و احساس تعلق ساکنان مرتبط است. هرچند مطالعات متعددی نشان میدهند زمین‌های بازی در فضاهای سبز، به دلیل جذب کودکان و سرپرستان آن‌ها، بستر مناسبی برای افزایش تعاملات اجتماعی میان ساکنان فراهم می‌کنند  (Huang, 2006).  اما باید توجه داشت که کیفیت زمین بازی و نه صرف دسترسی به آن میتواند این اثربخشی را تضمین کند. (Mullenbach et all, 2022)

سرنخ اول: کودکان به‌مثابه موتور محرک حضور اجتماعی

کودکان یکی از مؤثرترین «سرنخ‌های گره‌زنی» میان ساکنین مجتمع‌های مسکونی هستند. چرا که بازی کودکان به طور طبیعی نیاز به نظارت و مراقبت دارد. مادران خانه‌دار، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها ناگزیر برای تماشای بازی فرزندان خود در فضاهای باز حاضر می‌شوند. همین حضور همزمان چند مادر در کنار یک زمین بازی کوچک، اولین کلمات گفتگو را میان آنان برقرار می‌کند: «فرزندت چند سالشه؟»، «در کدام طبقه زندگی می‌کنی؟»، «آیا مدرسه نزدیک همین‌جاست؟». این گفتگوهای ساده، هسته اولیه شبکه‌های همسایگی را تشکیل می‌دهند.

ارزان‌ترین و مؤثرترین مداخله، قرار دادن حتی چند وسیله بازی ساده (تاب، سرسره، الاکلنگ) در یکی از فضاهای میانی رها شده است. هزینه این کار در مقایسه با بودجه کلان ساخت یک مجتمع، ناچیز است. اما تأثیر آن بر «حس تعلق» و «امنیت اجتماعی» قابل اندازه‌گیری است. هنگامی که کودکان در یک فضا بازی می‌کنند، آن فضا «تصاحب» می‌شود ( دیگر فضایی رها و ترسناک نیست، بلکه فضایی زنده، پر از صداهای شادی و در نتیجه امن‌تر برای سایر گروه‌ها (از جمله زنان و سالمندان) می‌گردد. همچنین حضور و بازی کودکان، نشاط و سرزندگی اجتماعی را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد.

 

تجربه برلین: زمین بازی به مثابه قلب تپنده محله

در شهر برلین، پروژه «اسپرینگزیدلونگ» [1]نمونه ای موفق از نقش‌آفرینی فضاهای بازی در پیوند اجتماعی ساکنان است. این محوطه بازی ۴,۰۰۰ مترمربعی که در قلب یک مجتمع مسکونی بزرگ ساخته شده، صرفاً یک زمین بازی برای کودکان نیست. طراحان آن را به عنوان فضایی برای تعامل اجتماعی همه ساکنان و همسایگان مجاور تعریف کرده‌اند (hochC Landscape Architecture, 2020). رویکرد طراحی این پروژه «فراگیر»[2] و «کم‌مانع» (low-barrier) بوده تا تمام گروه‌های سنی بتوانند در آن جمع شوند و مهارت‌های حرکتی و اجتماعی خود را تمرین کنند. این زمین بازی به قطبی اجتماعی بدل شده که بستر مناسبی برای بازی، تحرک و تعامل ساکنان فراهم کرده و به گفته طراحان، «پتانسیل بهبود کیفیت زندگی همه ساکنان را دارد» (hochC Landscape Architecture, 2020).

نکته مهم درباره این پروژه آن است که زمین بازی به عنوان «قطعه مرکزی» محله عمل کرده و «هویت» محله را شکل می‌دهد. به عبارت دیگر، با تمرکز بر فضای میانی و احیای آن به عنوان یک فضای جمعی، همبستگی اجتماعی محله تقویت شده است.

سرنخ دوم: زنان، شبکه‌سازان خاموش جامعه محلی

اگر کودکان موتور حضور اولیه هستند، زنان (به‌ویژه زنان خانه‌دار که مسئولیت مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند) به‌عنوان «شبکه‌سازان اصلی» عمل می‌کنند. تجارب جهانی و داخلی نشان داده که زنان در سکونتگاه‌های جدید، به سرعت اقدام به تشکیل گروه‌های غیررسمی می‌کنند: صندوق‌های قرض‌الحسنه ماهانه، جلسات مذهبی خانگی، حلقه‌های دوستی و همسایگی، و شبکه‌های حمایت از کودکان. این شبکه‌ها اغلب خودجوش و بدون هیچ بودجه دولتی شکل می‌گیرند، اما اثری انکارناپذیر در کاهش فقر، افزایش همبستگی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی دارند . (Bilecen, 2019).

متأسفانه در مجتمع‌های مسکن حمایتی بلندمرتبه، دو مانع بزرگ سر راه این شبکه‌سازی طبیعی وجود دارد: نخست، کمبود فضای ملاقات و تعامل (واحدهای کوچک و فاقد فضای کافی برای پذیرش مهمان)؛ دوم، ترس از مزاحمت برای همسایگان به دلیل استانداردهای ضعیف صوتی. به همین دلیل، احیای فضاهای میانی می‌تواند جایگزین مناسبی برای خانه‌ها باشد. یک فضای مشاع سرپوشیده یا نیمه‌باز در طبقه همکف، با چند صندلی و یک میز، به قیمت بسیار ناچیز می‌تواند به «اتاق نشیمن مشترک» مجتمع تبدیل شود که زنان در آن جلسات هفتگی خود را برگزار کنند، کودکان در گوشه‌ای بازی کنند و تبادلات اقتصادی و عاطفی شکل بگیرد.

تجربه استانبول: «روزهای طلا» به مثابه شبکه‌های خودجوش زنان

در ترکیه، سنت دیرینه‌ای به نام «آلتین گونو» (Altın Günü) به معنای «روز طلا» وجود دارد که نمونه‌ای قدرتمند از شبکه‌سازی خودجوش زنان در سطح محله‌ها و مجتمع‌های مسکونی است این سنت ریشه در فرهنگ ترکی دارد و در آن گروهی از زنان که عمدتاً همسایه یا دوستان نزدیک هستند، به طور منظم در خانه یکی از اعضا گرد هم می‌آیند و هر بار مبلغ مشخصی (اغلب به شکل سکه طلا) به میزبان پرداخت می‌کنند. این گردهمایی‌ها بستری برای معاشرت، تبادل نظر و حمایت اقتصادی متقابل فراهم می‌کند. مطالعه ای میان زنان ترک مهاجر در آلما این نظام را به عنوان « نوعی انجمن پس‌انداز و اعتبار چرخشی که هم پس‌انداز را ترویج می‌دهد و هم سرمایه مالی را در دسترس اعضای خود قرار می‌دهد، توصیف کرده‌ است که در زمان‌های دشوار اقتصادی نیز به کار می‌آید. زنان این «روزهای طلا» را بهانه‌ای برای خروج از انزوا، تقویت روابط اجتماعی و ایجاد شبکه‌های حمایت اقتصادی و عاطفی قرار می‌دهند (Bilecen, 2019).  جالب آنکه این سنت عمدتاً در خانه‌ها برگزار می‌شود؛ این واقعیت نشان می‌دهد که اگر فضاهای مشاع کافی در مجتمع‌های مسکونی وجود داشته باشد، پتانسیل بالایی برای گسترش چنین شبکه‌هایی فراهم خواهد شد.

نقش مدیریت شهری: تسهیل‌گری، نه تصدی‌گری

مدیریت شهری و نهادهای متولی مسکن حمایتی می‌توانند با سه اقدام ساده، این فرآیند خودجوش را شتاب بخشند:

۱. طراحی مشارکتی فضاهای میانی: به جای تحمیل طرح از بالا، از زنان و مادران ساکن مجتمع بخواهید بگویند چه امکاناتی نیاز دارند. یک زمین بازی کوچک؟ یک باغچه اشتراکی؟ یک اتاق جلسات زنانه؟ هزینه اجرا بسیار پایین است.

۲. تزریق خدمات شهری و رویدادها از طریق شبکه‌های محلی زنان: به جای آن که شهرداری به طور مستقیم جشنواره یا کلاس آموزشی برگزار کند، می‌توان بودجه و امکانات را در اختیار شبکه‌های زنانۀ شکل‌گرفته در مجتمع قرار داد. این کار ضمن رسمیت بخشیدن به این شبکه‌ها، قدرت اجتماعی آنان را افزایش می‌دهد و مشارکت را پایدار می‌کند.

۳. برنامه‌ریزی برای سرانه‌های چندعملکردی: فضاهای میانی نباید تک‌کاربردی باشند. یک محوطۀ باز در صبح زمین بازی کودکان، عصر محل نشستن مادران و شب فضای روشن و امن برای تردد سالمندان است. طراحی باید این انعطاف را فراهم کند.

جمع‌بندی و توصیه‌های سیاستی

احیای فضاهای میانی در مجتمع‌های مسکن حمایتی، ابزاری نرم‌افزاری، کم‌هزینه و پیشگیرانه است که می‌تواند پیش از آنکه مشکلات اجتماعی ریشه بدوانند، شبکه‌های همسایگی را شکل دهد. توصیه‌های مشخص به شرح زیر است:

توصیه ۱: الزام به ارائه «طرح بهره‌برداری از فضاهای میانی» برای هر مجتمع بلندمرتبه‌ای پیش از دریافت پایان کار. این طرح باید حداقل سه کاربری (بازی کودکان، نشستن زنان، فضای سبز مشاع) را پیش‌بینی کند.

توصیه ۲: تخصیص بودجه قطره‌چکانی (کمتر از ۱٪ هزینه ساخت) برای نصب حداقل تجهیزات بازی در فضاهای باز میانی و ایجاد مبلمان شهری مناسب نشستن.

توصیه ۳: راه‌اندازی «برنامه تسهیلگران محله» در هر مجتمع، یک نفر از میان زنان ساکن با حقوق اندک (یا داوطلبانه) مسئولیت هماهنگی استفاده از فضاهای مشاع و شکل‌دهی به شبکه‌های همسایگی را بر عهده می‌گیرد.

نهضت ملی مسکن هنوز در مراحل اولیه ساخت بسیاری از مجتمع‌هاست. این بهترین زمان برای بازنگری در طراحی و تأکید بر «فضاهای میانی» به عنوان بخشی از واحد مسکونی است. کودکان و زنان در انتظار یک فضای امن و زنده هستند؛ ما فقط به چند تاب و یک جلسه هماهنگی نیاز داریم. هزینه‌اش ناچیز است، اما فایده‌اش نسلی خواهد بود.

فهرست منابع

Bilecen, B. (2019). ‘Altın Günü’: migrant women’s social protection networks. Comparative Migration Studies, 7(11). https://doi.org/10.1186/s40878-019-0114-x

 

  • hochC Landscape Architecture. (2020). Playground Springsiedlung. Landezine. Available at: https://landezine.com/playground-springsiedlung-by-hochc-landschaftsarchitekten/
  • Huang, S.-C. (2006). A study of outdoor interactional spaces in high-rise housing, Landscape and Urban Planning, 87(3), 193-204.
  • Mullenbach, L. E., Larson, L. R., Floyd, M. F., Marquet, O., Huang, J. H., Alberico, C., … & Hipp, J. A. (2022). Cultivating social capital in diverse, low-income neighborhoods: The value of parks for parents with young children. Landscape and urban planning, 219, 104313.

 

پی نوشت:

  • محتوای این یادداشت بخشی از راه کارهای ارائه شده در سند «پیوست فرهنگی نهضت ملی مسکن: ارزیابی تاثیرات اجتماعی و فرهنگی ساخت مسکن توسط دولت» است. این مطالعه در اندیشکده وادی با مدیریت سید امیر حسینی و همکاری علی محمدزاده، رامین دهبندی، مصطفی مومنی راد، شهاب الدین فتحی، امید رمضانی، محمدرضا بهمن پور و به سفارش مرکز راهبردی فرهنگ و رسانه سازمان تبلیغات اسلامی در سال 1403 انجام شده است.

[1] Springsiedlung

[2] inclusive

 

Leave a Comment